غربت
دلم از بی کسی و غربت این خانه گرفت کاش در باغچه این همه بی فریادی باز هم مژده روییدن تو گل می کرد پشت این پنجره خسته و خاک آلود ، کاشکی دستی بود پرده کهنه غربت را به کنار می زد و مرا می فهمید![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 مرداد1384ساعت   توسط مرداب
|
