تبليغاتX
کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود - غربت

کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود

چه کشیده ام ز هجرت که کسی خبر ندارد ، چه کنم که سوز و سازم به کسی اثر ندارد

غربت

دلم از بی کسی و غربت این خانه گرفت کاش در باغچه این همه بی فریادی باز هم مژده روییدن تو گل می کرد پشت این پنجره خسته و خاک آلود ، کاشکی دستی بود پرده کهنه غربت را به کنار می زد و مرا می فهمید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مرداد1384ساعت   توسط مرداب   |