تبليغاتX
کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود - زندگی زیباست در پناه تو..

کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود

چه کشیده ام ز هجرت که کسی خبر ندارد ، چه کنم که سوز و سازم به کسی اثر ندارد

زندگی زیباست در پناه تو..

دوست دارم از آه برای خود کشتی ای بسازم ، از ناله دریایی و از گریه های شبانه ساحل ام را ، من در

افسانه های خیالی در آسمان هفتم بودم و در آن سرزمین زیبا دل در گرو محبت گذاشته بودم اما حالا

من در قعر چاههای بی کسی گرفتار گشته ام امان از خیالهای زود گذر که انسان را چنان مست می کند

که گویی در دریایی از شراب قرار گرفته و هر وقت که تشنه می شود خود را با می خیالی سیراب میکند

به پنجره های دلم قفلی از بی کسی قرار داده اند آخر من نفهمیدم که دل در گرو کیست من در میان

گلهای وحشی و در دشت به ظاهر سبزی متولد شدم حال که از آن بیرون آمدم و حالا فهمیدم که این

گلها هیچ خاصیتی ندارد و این دشت در چشمان من زیبا جلوه می کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مرداد1384ساعت   توسط مرداب   |