آهنگ زندگی
دیروز که از برج خاطره هایم به اوج پروانگی پریدی و رویاهای شبا نه ام را به رنگین کمان واقعیت پیوند زدی ، فهمیدم که دوستم داری.![]()
![]()
![]()
دیروز که با تلنگر احساست شیشه ی سیاه نا امیدی را شکستی و احساس امیدواری را به دهلیزهای قلبم روانه کردی شادمانه فریاد زدم که : می دانم دوستم داری.![]()
![]()
![]()
اینک که دستان سبزت را حائل اندیشه های آسمانی ام کردی و به دریای خوشبختی سوقم می دهی و با مهربانی دیباچه ی قلبم را به الماس های سخاوتت مزین می کنی ، دیوانه وار می پرستمت از اینکه دوستم داری.![]()
![]()
![]()
فردا که صدای پای خزان ، سکوت کوچه ی زمان را می شکند و برگ های عمر آدم ها ضمیمه ی خاطره ها می شود. تو از آلبوم روزهای گذشته عکس مرا با پولک چشمانت به دیوار قاب می کنی و روزهای متمادی با عکس کهنه ی جوانی ام حرف می زنی و من از پشت ابرهای سپهر ، نشسته بر رنگین کمان عشق ، اشک های سر خورده بر گونه هایت را عاشقانه می زدایم و می ستایمت از اینکه همیشه صادقانه دوستم داشتی.![]()
![]()
![]()
