تبليغاتX
کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود - راز سایه

کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود

چه کشیده ام ز هجرت که کسی خبر ندارد ، چه کنم که سوز و سازم به کسی اثر ندارد

راز سایه

چه کسی اهمیت می دهد؟ نگاهی در امتداد کوچه ،  چشم به راه سفر کرده ای باشد؟

چه کسی اهمیت می دهد؟ گریه های شبانه کودکی ، در انزوای آن شب شوم مردابی از اشک آفریده باشد؟؟

چه کسی اهمیت می دهد؟ میان من و پنجره بسته ..چه رازی نهان است.. و آن سایه ، از کنار میله های سبز خانه برای ابد رفته است

چه کسی اهمیت می دهد ؟ اتاقک ویران شده روزگاری جایگاه سایه بوده است و راز پنجره

بسته میله های سبز ، اتاقک ویران و دری که به سوی هیچ برای ابد میان من و آن باقی ، خواهد ماند.

چه کسی اهمیت میدهد؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 آبان1384ساعت   توسط مرداب   |